أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

345

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

و ميگويند : منزّه است خداى ما از آنكه وعده خلاف كند وعده كرده شد و بوفا رسيده آمد و به روى درمىافتند و سجده كنند گرينده ، و مىافزايد ايشان را ترسكارى و فروتنى . يكى از جملهء بزرگان گفته است كه : هر كه او را علمى باشد و آن علم او را بگريه نيارد علم او نافع نباشد او را ، و اين آيت برخواند « 1 » . [ سوره الإسراء ( 17 ) : آيات 110 تا 111 ] قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلاً ( 110 ) وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً ( 111 ) بگو اى محمّد كه : خداى را اللّه گوئيد يا رحمن خوانيد بهر كدام ازين دو نام « 2 » كه ميخواهيد بخوانيد كه او را نامهاى نيكوست و نيكوترين نامها نام اوست ، عبد اللّه عبّاس گفت : شبى از شبها رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نماز ميكرد و در نماز ميگفت : يا اللّه ، يا رحمن ، مشركان قريش گفتند : محمّد تا باكنون يك خداى را ميخواند اكنون دو خداى را ميخواند اللّه را و رحمن را ؛ ما رحمن را نشناسيم مگر رحمن يمامه ؛ و به آن مسيلمهء كذّاب را خواستند خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : بگوى اى محمّد : اين چه انكار است به آنكه من خداى را بنام رحمن ميخوانم ، خداى را اگر خواهى بنام اللّه خوان و اگر خواهى بنام الرّحمن ، [ أَيًّا ما ] بهر نام كه خوانى كه نامهاى نيكو او راست « 3 » اين قول كه مشركان گفتند دليل آن

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « نظير اين آيت است قوله تعالى : و اذا تتلى عليهم آيات الرّحمن خرّوا سجّدا و بكيّا ، و نصب [ خشوعا ] بر تميز است بعد تمام الكلام » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « قوله [ أَيًّا ما تَدْعُوا ] « ما » زايد است چنان كه در أينما ، و ريثما و اذما ، و حيثما ، و محلّ او جزم است به [ أيّا ] ، و علامت جزم سقوط نون است از [ تدعوا ] براى آنكه خطاب با جماعت است و از پس او الف بايد نوشتن تا فرق بود ميان واو جمع و ميان [ يدعو ] در خبر از واحد كه واو لام الفعل باشد ، و نصب [ أيّا ] بر مفعول [ تدعوا ] است و فاء براى جزاء شرط آمد فى قوله : [ فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى ] » . ( 3 ) - در اين باب نيكو سروده‌اند : « بنام آنكه او نامى ندارد * بهر نامى كه خوانى سر برآرد » يعنى بهر نام نيكو كه دلالت بر صفتى از صفات كمال كند .